|
دلم گرفته از آدم هایی که میگن هواتو دارن ولی معنی شو نمی دونن از اونایی که میخوان
عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در
هر جا که باشی میتونی صدای پای عشق رو بشنوی
بي غم عشق تو صد حيف،
دیگر ملالی نیست جز نداشتنت ٬نخواستنت٬ راندنت ٬ باختنت ٬ رفتنت ٬ نماندنت٬
زودتر بيا
دلم بهانه ات را
می گیرد نوشته هایت را بار ها و بارها خواندم...نمی خواهی که بروی.!؟ با
من از رفتن نگو! یادت هست که چه آرام و بی بهانه از کوچه پس کوچه های دلم
گذشتی..! و پا به کلبه کوچک احساسم گذاشتی!؟یادت هست که گفتی : تمام آسمان
من خلاصه در چشمان توست! هیچ می دانی که آسمان تو این روزها
بارانییست..!!؟ می دانستم که دوریت سخت است....اما نه تا این اندازه!! به
خدا با رفتنت بار دیگر در خود می شکنم...نگذار دیگران شاهد شکستنم باشند!
به خدا طاقت دوری از تو را ندارم...! بمان
دلم تنگ است
تو را گم کرده ام امروز
پاییز که می آید
بیدارم امشب،
قفس برای پرنده هاست
گاهي بهتراست به هنگام تنهايي فقط سکوت کرد...
هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود! ...
مثل گذشته ها که نوشتن بهانه ی آمدن و درد دل کردنم بود،اینبار برای شکایت نیامده ام!؟
من محتاج توام
بگذار سرنوشت هر راهي را که ميخواهد برود
میگن تا وقتی که چیزی رو ندیدی یا حس نکردی فقط یه غصه داری
کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های با تو بودن را آنقدر
بیا تمام پاییز را قدم بزنیم
خسته
شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس
كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من
ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر
پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها
گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را
ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم
با تو الفبای عشق را آموختم
با تو الفبای عشق را آموختم
فقط چند روز دیگر تا روز دیدار با تو فاصله است
|
![]()
تنها ترين تنها منم
Home
|